تبليغاتX
آلبالوهای قرمز زندگی - معماری-اصلاحات...و چند چیز دیگر

آلبالوهای قرمز زندگی

یادداشتهای شخصی

 

آخرین روزهای سال گذشته فرصتی دست دا د تا به "پردیس سینمایی ملت" ،مجموعه ای که اخیرا" افتتاح شده٬ کار رضا دانشمیر (معمار) و کاترین اسپریدوف(طراح سازه)٬بروم.نه برای دیدن فیلم،که در آن ایام فیلم های وحشتناکی اکران بود،که برای تجربه ی یکی از فضاهای معماری معاصر که بین جامعه معماری مملکت صحبتش هست و معمولا" به غیر ازدیدن تصاویر،همین جامعه معماری مذکور،تجربه ای ازاون فضاها ندارد.ژورنال ها با عکس های رنگ و وارنگ چاپ میشوند و اکثر معمارها باور میکنند که تصویر یعنی فضا.بارها به تجربه متوجه شده ام که تفاوت بسیار عمیقی میان تصاویر یک معماری و فضای اون هست که گاهی قضاوت ما بر مبنای هرکدوم از اون ها ،کاملا" متضاد با دیگری است.حوصله نوشتن از فضای معماری خوب،وضعیت معماری معاصر(معماری به این نام در ایران هست؟)،قضاوت هایی که در رابطه با کار های معماری میشود،آموزش معماری،حرفه ی معماری،سو تفاهم ها در جامعه معماری و...را ندارم.شما هم حوصله ی خواندنش را احتمالا" .

اما برای اولین بار، تجربه ی حضور در آن شب خلوت مجموعه ، درک فضای معماری  که در 15 سال اخیر ساخته شده باشد و چنین کیفیتی از منحصر به فرد بودن بعضی فضاها و چشم اندازهای ویژه و سازماندهی سر راست و خوانایی را داشته باشد،برایم اتفاق افتاد.اطلاعات بیشتر از معمار پروژه و مسایل فنی با یک جستجوی ساده در نت موجود است.آنچه که به دیگران در برخورد با این مجموعه میتوانم توصیه کنم از دست ندادن فضاهای شیبراهه های دو طرف سالن های مجموعه درتراز های مختلف به خصوص زیر همکف است که یکی از منحصر به فردترین فضاهای معماری معاصر است.

راجع به این ساختمان هم مثل راجع به خیلی کارهای دیگر غرغر زیاد هست.اما یک نگاه به فضاهایی که در آنها زندگی،کار،تردد و...میکنیم به ما نشان میدهد که این مجموعه یک قدم به جلو در راستای ایجاد حسی جدید (نه حسی که تجربه نکرده باشید...احساسی که اکثر معماری ها ایجاد نمیکنند منظور است) در یک فضا ست.به نظر من همیشه یک قدم خیلی مهم است.اتفاقات مهم همیشه قدم به قدم میافتد.انتقاد بجا از همین مجموعه هم کم نیست.فضای ورودی و سلسله مراتب دسترسی مشکل دارد،عدم تفکیک ورود و خروج به سالن با توجه به مقیاس فضاهای عمومی مشکل ساز است،کنترل بلیط تا در هر سالن به تعویق افتاده که باز هم مشکل ساز است٬ مشکل پارکینگ و نحوه ی اتصال عبور مرور داخل سایت با معابر و شریان های اطراف هم به چشم می آید و...کما اینکه انتقاد از سینما آزادی هم کم نیست...و انصافا" نقایص جدی طراحی و سازمان دهی در سینما آزادی(حتی با توجه به بسیار بسیار پیچیده تر بودن صورت مساله ی طراحی سینما آزادی) از این مجموعه بیشتر است.اما به نظرم نکته مهم این است که فضایی وجود دارد که از آن حرف زده شود و احیانا نکات منفی اش هم گفته شود.خود این امکان به شدت مهم است.تا همین چند سال پیش حضور در چنین سالن ها و دیدن فیلم ها روی صندلی های تمیز و ...را فقط در خارج از این مملکت باید تجربه میکردیم.حالا حداقل دوسه تا مجموعه سینمایی داریم که دیدن فیلم در آنها توام با لذتی از حضور در فضایی "محترم" است.و کدام ما هستیم که ندانیم محترم انگاشتن خود، اولین شرط تغییرهای مهم است.شخصا" ترجیح میدادم برای تیاتر و موسیقی این مملکت هم مجموعه هایی قابل بحث احداث شود .ساختمان هایی که حداقل در سطحی باشند که بتوانیم از آنها انتقاد کنیم نه مثل بیش از 80 درصد ازساختمان های مملکت که حتی ارزش حرف زدن هم ندارند.کافی است این مجموعه سالن ها را مثلا" مقایسه کنید با معماری مجموعه "اریکه ایرانیان" که به نظر من تفاوت معماری چنین مجموعه هایی با یکدیگر بسیار آشکار است و نشان میدهد که به راحتی با همان بودجه میتوان مجموعه هایی ساخت که به لحاظ معماری کاملا" بی ارزشند و تفاوت حس معماری اش برای هر بیننده ای قابل درک است.از اینجا میخواهم برسم به بحث اصلی که راجع به "محمد باقر قالیباف" است.این شخصیت نظامی به شدت من را به آینده امیدوار میکند.

نمیدانم میداند چه میکند یا نه، ولی مجموعه رفتارها و تصمیماتش از زمانی که رییس نیروی انتظامی بود به این سو به سمت مدرنیته است.در برابر کسانی که معتقدند کاریکاتوری از مدرنیته هم در چنین شرایطی پیاده نخواهد شد خلع سلاحم و دفاعی ندارم...اما وقتی کمی کلی تر نگاه میکنم روشی  که او پیش گرفته را به شدت به نفع مجموعه فضای سیاسی و اجتماعی این مملکت میبینم.فکرش را بکنید...خدماتی مثل پلیس 110 با تمام نواقص، به نوعی یک نهاد مدرن است.اصلا" ایجاد فضاهای نو و تجربیات جدید برای شهروندان و آشنا کردن هرچند مختصر آنها با آنچه که مردم سایر ممالک در عرصه های مختلف تجربه میکنند،عملی مثبت است.فراموش نکنیم دوره موسوم به دوره سازندگی با همه ی نواقص اش رییس جمهوری چون خاتمی را به جامعه هدیه داد.من معتقدم همه ی آنهایی که به نوعی افق فکری و تجربه ی عملی مردم جامعه،یا حتی درآمد بعضی از آنها را ، زیاد میکنند اصلاح طلب اند...حتی اگر در حد ایجاد امکان برای شهروندان در تجربه نگاه کردن به کلان شهر تهران از ارتفاع 300 متری باشد.باور دارم که افتتاح آب نمای موزیکال پارک ملت هرچقدر هم که مبتذل باشد نگاهی توسعه طلبانه و اصلاح گرانه از طریق ایجاد امکان تجربه ای جدید برای عامه مردم است.شکل رادیکال این باور را به این شکل هم دارم:اگر امکان پذیر بود ،همه ی کسانی که امکان شخصی خروج از مملکت و گشت و گذار در دنیا  ندارند را، به سفری توریستی به چند شهر مهم دنیا میبردم.

باور دارم که دیدن و تجربه کردن روشی اصلاحی است.سازمان توسعه فضاهای فرهنگی و هنری شهرداری تهران تا موقعی که سینما و تیاتر و موزیک هال میسازد (و مهمتر اینکه خوب هم میسازد) نهادی اصلاح طلب است.

تجربه ی شیبراهه های "پردیس سینمایی ملت" را از دست ندهید.

مدارک پروژه و تحلیل نحوه ی شکل گیری کانسپت پروژه را اینجا بخوانید.اطلاعات بیشتر.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:46  توسط علی  |