من فکر میکنم که قول دادن کار مسخره ای است.فکر کن!...شفاهی بگویی که کاری را در آینده تا همیشه خواهی کرد یا نخواهی کرد!...چه معنی دارد این کار؟یا آن کار را میکنی یا نه...اینکه خودت را وادار بکنی که آن کار را بکنی یا نکنی خیلی احمقانه است.یا به طور طبیعی به این نتیجه (با هر نوع استدلالی) رسیده ای که کاری را بکنی یا نکنی،یا نرسیده ای.اگر رسیده باشی میکنی و اگر نه نمیکنی.اعلام شفاهی زودتر از موعد آن چه معنی دارد...این که به زور خودت را وادار کنی آن کار را بکنی یا نکنی؟...واقعا" به دو پول سیاه این کردن یا نکردن نمی ارزد.به درد چه کسی میخورد این اطمینان دادن و گارانتی دادن شفاهی؟...و اصولا" چه کسی خبر دارد که در آینده چه تغییراتی پیش خواهد آمد؟...در قول دهنده...در قول گیرنده...در جهان.
قول دادن یک عمل دراماتیک است.بار دراماتیک دارد.برای همین در فیلم ها و رمان ها زیاد دیده میشود...در زندگی معمول و روزمره به دردی نمیخورد.حداقل به درد هوشمند بودن نمیخورد...یک جور راحت کردن خیال با دم دست ترین شیوه است.قول گرفتن جنبه هایی از رفتار سادیستی دارد و قول دادن گرایش هایی به مازوخیسم.والا اگر میشناسی کسی را٬ بر مبنای شناختت ٬حدس هایی در رابطه با عکس العمل آن آدم در شرایط خاص میزنی و در صورت بوجود آمدن آن شرایط ٬یا حدست درست از آب درمیاید یا غلط...در هر دو صورت این موضوع مربوط به ما است نه طرف مقابل.ماییم که حدس مان درست یا غلط از آب درآمده و به خاطر آن مستحق ستایش یا سرزنشیم...والا طرف مقابل مادام که صادقانه رفتار کرده مشکل خاصی ندارد.
امیدوارم قول دادن با تعهد داشتن اشتباه نشود...تعهد داشتن مستلزم اعلام و بروز شفاهی نیست....فکر میکنم قول دادن عملی نمایشی است.