مگر میشود در چنین فضایی بود و نفس کشید و از انتخابات ننوشت.به سهم خودم خوشحالم که در این مقطع تاریخی در ایران و در تهران زندگی میکنم،با همه ی عواقب تلخ حضور در این جبر تاریخی، جغرافیایی.به نظرم انتخابات با هر نتیجه ای پدیده ی خوبی است.به نظرم 30 سال تجربه ی انتخاب رییس جمهور، درمقایسه با طول تاریخ سیاسی بشر، چیزی در حد یک دم و بازدم هم نیست.به نظرم حرکت کلی تمام جامعه ی انسانی به سمت شرایط بهتر است.به نظرم خیلی خوب است که همه از دروغ بدشان می آید و حتی دروغگو هم سعی میکند دروغش را راست جلوه دهد.به نظرم خیلی خوب است که ما متوجه بشویم که هنوز هم در کشور ما اگر کسی با دروغی بسیار واضح ، ادعا کرد نخست وزیر انگلیس به او نامه ی عذر خواهی نوشته ،باز هم هستند کسانی که باور کنند و هیچ تلاشی برای کشف درست یا غلط بودن این ادعا نکنند و حتی بعضا" امکان دسترسی به اطلاعات درست را هم ندارند.به نظرم خیلی خوب است که متوجه بشویم آن کسی که دسترسی به اخبار ندارد چندان قابل سرزنش نیست که این ادعا را باور میکند.به نظرم خیلی خوب است که متوجه بشویم حتی کسانی که به اخبار و اطلاعات تا حدودی دسترسی دارند هم، بیشتر از اینکه توجه شان مثلا"به برنامه ی نهاد سازی میرحسین برای اجرای اصل 44 و خصوصی سازی جلب شود، به "چیز چیز "گفتن او توجه میکنند یا بدون توجه به حضور کرباسچی و سابقه ی مدیریتش در کنار کروبی به کف کردن گوشه ی لبش نگاه میکنند.به نظرم اصلا" بد نیست که ببینیم ظرف چند شب ،خیابان های شهر بزرگی همچون تهران از کنترل خارج میشود و جسته و گریخته شاهد رفتار های زننده هم هستیم.به نظرم خیلی خوب است که همگی ببینیم که چقدر "جمع" میتواند کور و خطرناک باشد و در عین حال بفهمیم که چه قدرت مثبتی در آن میتواند باشد.به نظرم اصلا" بد نیست که بفهمیم فقر منشا بسیاری مشکلات است و بفهمیم که گدا خوب نیست حتی اگر در بهترین حالتش شریف باشد.به نظرم خیلی خوب است آن دسته از آدم های شهر نشین که شرایط اقتصادی مشابهی دارند از نادیده گرفته شدنشان ،نادیده گرفته شدن خواسته هایشان و شعورشان،حتی خشمگین باشند.به نظرم خیلی خوب است که متوجه بشویم کل آن هوار هوار گرفتن دزد های بزرگ فراموش شد و فقط اقدامات انقلابی که شعارش داده شده بود ، منجر به بروزاهرم های فشار باز هم روی همین طبقه ی متوسط در قالب گیر دادن به دانشجوها و زن و دختر ها با پوشش های مد روز و ایجاد کینه ی بی سبب بین طبقات اجتماعی و قومیت های گوناگون و مذاهب مختلف این مملکت شد.به نظرم خیلی خوب شد که دیدیم دانشجوها به زندان رفتند و وبلاگ نویس زیر مشت و لگد کشته شد و دختر جوانی که پزشک بود به خاطر همراهی با نامزدش به دار کشیده شد و معاون دانشگاه به دانشجو تعرض جنسی کرد و...اما حتی آب تو دل همان آقایانی که هنوز هم این بابا دارد با "بگم؟ میگم ها" یش سعی میکند به یک عده بقبولاند که دشمنشان است،تکان نخورد.اینها هزینه های یک ملت است که زود فراموش میکند.این ها هزینه های عادت کردن به صداقت و شرافت خاتمی و اعتدال و معقول بودن هاشمی بود.این هزینه را قبلا" هم در عادت کردن به بعضی نجابت های شاه سابق در مواجهه با مخالفانش داده بودیم.این که میگویم خوب شد ،جمله ی تلخی است.اما به نظرم حضور شخصی مثل احمدی نژاد برای این کشور لازم بود.اگر لازم باشد 4 سال دیگر هم میماند.ما باید از این آمدن و رفتن ها و این 4 سال ها اگر باهوش باشیم یاد بگیریم.یاد بگیریم که خیلی زود عادت نکنیم و فکر نکنیم از ازل تا ابد این ملک به همین شکل بوده است.از تراخم و کچلی و هزاران بیماری عمومی دوره ی قاجار تا چگونگی سقوط دولت مصدق را پیش چشم داشته باشیم،همیشه.اگر هم باهوش نیستیم که باید فکری به حال دوا درمان این مونگولیسم جمعی بکنیم.که حتی اگر فکری هم نکنیم قانون تنازع بقا، دنیا را جای بسیار سختی برای مونگول ها کرده است.به نظرم ما به فرزندانمان یاد خواهیم داد که دروغ زشت ترین و غیر قابل بخشش ترین صفت بشر است،بعد از این 4 سال.اگر نکنیم دنیا برای ما جای سختی خواهد بود.اگر نتیجه ی این انتخابات همین یک اتفاق هم باشد، خیلی عالی است.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:41  توسط علی
|
