موج ها بی محابا
راه میسپارند به سوی تن تنهای جزیره
با زمزمه های فریبنده ی باد های فصلی.
می آلایند تمام جان
به ماسه ها
به سودای رهایی
در شور بی پایان حباب ها و صدف های شکسته
دریا اما گسترده زیر نور آفتاب
مینگرد.
سال هاست که پذیرفته است
بی بهانه....قصه ی موج ها و ساحل را.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 23:52  توسط علی
|
